وقت غبار روبی می خوای حرفای منو بشنوی؟

 

خدایا پشت در خونه ات نشستم نمی خوای در رو باز کنی؟ خدایا دلم تنگه خدایا ببین دارم صدات میکنم ببین چه حالی دارم خدایا جوابمو بده خدایا این حس و حال رو ازم نگیر خدایا خدایا

خدایا

یادش بخیر

!چه جوری صدات کنم.. چی کار کنم ازم راضی بشی خدایا !یادم بده دوستت داشته باشم ...یادم بده خوب باشم... مهربون باشم یادم بده تو هر کاری اولش به تو فکر کنم.... خدایا خدایا !اینجا رو هم نگاه کن اینجا این گوشه زمین به این ذره تو این عالم نگاه کن اون منم منتظر لطف توام!ببین روم نمیشه سرم رو بالا کنم روم نمیشه با غرور صدات کنم خدایا نظر لطفی بهم کن .... خیلی نمی گذره از اون سالهایی که شبای قدر وسط امتحانامون بود نمی تونستیم احیا بگیرم خیلی نمی گذره از اون روزایی که حس می کردیم چقدر بد بختیم که نمی تونیم احیا بگیریم ...خدایا! حالا پشت در خونه ت نشستم میخوام بگم میشه آبروی منو بخری میشه بهم رحم کنی میشه نوازشم کنی ....میشه یه کاری کنی با سر بلندی صدات کنم... خدایا! این ماه خیلی زود تموم میشه کمکم کن ره توشه ای بردارم کمکم کن وقتی که تموم شده آه حسرت نکشم خدایا ببین این منم ناتوان تر از همیشه ببین به عجز افتادم ببین نجوای دلم رو جوابمو بده استجابتم کن

هنوز دیر نشده یه قدم تا اسمون فاصله است یه نفس تا بهشت یه پلک زدن مونده تا قیامت

از خودم میپرسم چی شده که این طوری شد چی شد که شرمنده تو شدم

فقط دستم بگیر که طاقت شرمندگی ندارم

خدایا فردا میاد فردا زودتر از همیشه میاد فردا هم روز توست روز دوباره شروع کردن خدایا میشه میشه ازت بخوام دلم رو شاد کنی میشه ازت بخوام منو ببخشی خدایا میشه ازت بخوام از این برزخی که توش گیر کردم نجاتم بدی خدایا این دفعه فرق می کنه مگه نه

من نمی ترسم بگم بدم و بدی کردم نمی ترسم بگم بهت بده کارم ولی می ترسم از اینکه دوباره اشتباه کنم

اینا درد و دل من بود سکوت کنین و دعا کنین منتظرم منتظر اجابت دعا

صدای بال فرشته ها میاد داره سحر میشه نوبت یه شروع دوباره ست

.... خدایا نمی دونم شاید بتونم بگم تقصیر تقدیرم بود انگار این دفعه شمشیر شیطان تیز تر از همیشه است انگار ازم انتقام همه ناکامی هاش رو گرفته ولی من دست بر نمی دارم من اینجا پشت در خونه ت نشستم تا اینکه در رو به روم باز کنی صدات می کنم از ته دل هر کاری هم که به ذهنم برسه میکنم... من می تونم و این رو تو بهم می دی   
نویسنده : ترانه ; ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ مهر ،۱۳۸٥