.توی خلوتم گریه میکنم چون دیوار ارزوهام رو سرم خراب شده همین یه ساعت پیش جوری حرف میزدم که فکر کردم به اصل خودم   برگشتم اما اینبار با جرات به ابراز دلی که میتونه قشنگ حرف بزنه خداییش خیلی دلم گرفته خیلی وقته این طوری خودم نبودم رو راست ساده و دلگیر از همه از دنیا و همه نامردی هاش

دیگه از خودم دور شدم خودی که بلد بود قشنگ حرف بزنه بلد بود اروم باشه خدایا من فقط میخوام اروم بشم اما دنیا رو سرم خراب شده دنیای من شده قد یه نخود انگار هیچ راهی به اینده نیست

برام دعا کنین

 برام دعا کنین

دوشینه پی گلاب می گردیدم ، در طرف چمن

پژمرده گلی میان گلها دیدم ، افسرده چو من

گفتم چه کردی که چنین می سوزی ، ای یار عزیز

گفتا که دمی در این چمن خندیدم پس وای به من


  
نویسنده : ترانه ; ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٥