مرا تبار خونی گل ها به زيستن متعهد کرده است تبار خونی گل ها می دانيد؟

دل و دلدادگی و اشک چشمم همه بر لب ديوار تو بود .
تو بنا گه بدمبال کليد . . . بودی من را بروی خاک انداختی .

  
نویسنده : ترانه ; ساعت ۳:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٥